علی ورسه ای

varsee.persianblog.ir

آقای رئیسی با کدام معیار اصلح است؟!
نویسنده : علی ورسه ای - ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٢٠
 

1.  همه مردم، حتی حامیان آقای رئیسی خوب می دانند که کاندیدای آنها تاکنون در امور اجرایی و کشور داری هیچ سابقه و تجربه ای نداشته و تمام فعالیت هایش در امر قضا بوده است. حتی اگر فرض را بر این بگذاریم که او در عرصه قضا خوب کار کرده و کارنامه اش درخشان بوده، باز هم نمی توان پذیرفت که فرد مناسبی برای ریاست جمهوری است؛ چرا که تاکنون هیچ مقاله یا سخنرانی در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، هنری، صنعت و... از ایشان نه شنیده و نه خوانده ایم.

2.  روشن است سپردن کارها؛ به ویژه کارهای بزرگ و مهمی چون ریاست جمهوری به دست اشخاص تازه کار و بی تجربه، از خطاهای بزرگ و از گناهان نابخشودنی است و هرگز با تقوا و تعهد سازگار نیست؛ چرا که با این کار، خسارات جبران ناپذیر معنوی و اقتصادی بر مردم و نظام  وارد می شود. اینجا است که انسان به یاد سخنی معروف از شهید عارف، دکتر مصطفی چمران می افتد که وقتی از او پرسیدند:

تخصص مقدم است یا تعهد؟ پاسخ داد: «اینکه تقوا از تخصص لازم­تر است، آن را می پذیرم. اما من می­ گویم آن­کس که تخصص ندارد و کاری را می­ پذیرد بی تقواست!»

3.  اکنون شاهدیم­ که ستاد انتخاباتی آقای رییسی را حدود 25 نفر از حامیان پروپا قرص احمدی نژاد  تشکیل داده­ اند و مسئولیت های مهم ستاد در دست آنها است؛ مانند ریاست ستاد (علی نیکزاد)، رییس کمیته و برنامة ستاد (مسعود میرکاظمی)، رییس ستادهای استانی (سید صولت مرتضوی)، عضو ستاد انتخاباتی (فرهاد رهبر)، عضو ستاد انتخاباتی (حسن عباسی) و همچنین از افراد دیگری که در حمایت از احمدی نژاد هیچ کم نگذاشتند؛ مانند سعید جلیلی، اعضای جبهه پایداری و...

حال با توجه به اینکه آقای رئیسی تجربه کار اجرایی ندارد و در حلقه مردان احمدی نژاد قرار گرفته، می توان نتیجه گرفت که اگر ایشان رییس جمهور شود، همان سیستم مدیریت احمدی نژادی بر کشور حاکم خواهد شد و باز هم به وضعیت فلاکت بار گذشته باز خواهیم گشت!

4.  با توجه مواردی که اشاره شد، یک پرسش اساسی برای مردم طرح می شود و آن اینکه: جامعة محترم مدرسین و جامعة روحانیت مبارز و برخی از حوزویان شناخته شده چگونه آقای رئیسی را اصلح تشخیص داده اند؟!


 
 
واکنش تند کیهان به یارانه 250 هزار تومانی و تورم 200 درصدی!
نویسنده : علی ورسه ای - ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٢/۱۳
 

1.  حتماً برخی به یاد دارند که در دوم فروردین 92 ، احمدی نژاد در جریان سفرش به استان سمنان گفت:

«اگر طرح هدفمند کردن یارانه ها تا مرحله آخر انجام می شد قرار بود هر فرد 250 هزار تومان یارانه نقدی دریافت کند که متأسفانه با مخالفت روبه رو شد و...»

2.  به دنبال این سخنان احمدی نژاد، شریعتمداری، مدیر مسئول کیهان در واکنش تندی نوشت:

«دولت در تأمین منابع یارانه های کنونی یعنی هر نفر 45 هزار تومان با چالش های جدی روبرو بوده و هست تا آنجا که سخن از کسری 20 هزار میلیارد تومانی در میان است و از سوی دیگر در شرایط کنونی وعده یارانه 250 هزار تومانی علاوه بر آن که دور از واقعیت و فقط یک شعار دهن پرکن است، متضمن آزادسازی انفجارگونه قیمت بنزین و برق و گاز وآب و... نیز هست و این به مفهوم تورم لجام گسیخته ای است که یارانه 600 هزار تومانی هم از عهده آن بر نمی آید و تورمی 200 درصدی به دنبال دارد...»

3.  در این روزها هم شاهدیم که برخی کاندیداهای ریاست جمهوری، برای کسب رای، وعده یارانه 150 یا 250 هزار تومانی؛ با نامهای «یارانه»، «کارانه» و یا «یارانه بیکارانه» به مردم می دهند و وعده های غیرعملی خود را در مصاحبه ها، سخنرانی ها، مناظره ها و برنامه های مختلف دیگر همچنان تکرار می کنند.

 

در حالی که به گفته ریاست محترم مجلس، جناب آقای دکتر لاریجانی در افتتاح نمایشگاه کتاب، رییس جمهور اختیارات قانونی برای عملی ساختن چنین وعده ای را ندارد . ایشان در این باره گفتند:

«گاهی شعارهایی درباره افزایش یارانه داده می شود که این شعارها به صلاح مملکت نیست، نمی­دانم مطرح کنندگان این شعارها از کجا می­خواهند منابع آن را تأمین کنند... کسانی که این شعارها را طرح می کنند، باید بدانند موضوع یارانه ها از شئونات دولت نیست، بلکه از شئونات مجلس است و مجلس شورای اسلامی با این رفتارها مخالف است. اگر منبعی هم باشد بهتر است در تولید استفاده شود...» (12 اردیبهشت ماه 96 مراسم افتتاحیه سی امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب).

بنابراین کاندیداهایی که وعده یارانه را مدام تکرار می کنند، و سعی در جذب آرای مردم از این طریق دارند، باید با افکار عمومی صادقانه برخورد کنند و با شفافیت تمام ابعاد وعده خویش را توضیح دهند که:

ـ  آیا اختیار قانونی چنین اقدامی را دارا هستند؟

ـ  آیا از شرایط اقتصادی امروز کشور آگاهی درستی دارند و مطمئن هستند که با توجه به درآمدها و هزینه های دولت، افزایش چند برابری یارانه امکان پذیر نیست؟


 
 
تنها به این دلیل، به روحانی رأی می دهم!
نویسنده : علی ورسه ای - ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٢/۱
 

کاری ندارم که نمره آقای روحانی در املای چهار ساله اش چند است و آیا املای وی کم غلط است یا پر غلط ؟!

به این هم کاری ندارم که آقای رئیسی، در امور اجرایی، املای نانوشته اش را اگر بنویسد، کم غلط خواهد بود یا پر غلط ؟!

تنها یک چیز را در انتخاب رئیس جمهور مهم و تعیین کننده می دانم و آن اینکه دولت آینده مانند دولت احمدی نژاد نباشد که ابر و باد و مه و خورشید و فلک همسو و همراهش بودند، تا آنجا که چشم بر عیبهایش بستند و هرگز از خطاهایش نگفتند؛ آنچه گفتند تحسین بود و تعریف، و تمجیدهای مبالغه آمیز! و چنان بر او حُسن ظن داشتند که بعد از هشت سال از اختلاسهای چندهزار میلیاردی اش مطلع شدند؛ هنکامی که دیگر به پایان راه رسید و کار از کار گذشت!

هرگز رأیم را به رییس جمهوری نمی دهم که سرخط هر روز اخبار رسانه ملی در توجیه ضعفهای او باشد و گزارشهای خبری اش شب و روز از بحران اقتصادی اروپا و آمریکا بگوید و به شکلی ماهرانه در ذهن مردم القا کند که دنیا با فقر و فلاکت دست به گریبان است و وضع و حال ما نسبت به آنها گل و بلبل است و اصلاً از گرانی نگرانی نیست! و...

به روحانی رأی می دهم که منتقدان و مخالفانش بی رحمانه او را نقد می کنند و مانند کرام الکاتبین حواسشان به همه چیز هست و در مورد او، مو را از ماسـت مـی کشند و مواظب اند که دست از پا خطا نکند!

شاهدش همین چهار سالی بود که گذشت و دیدیم که صدا و سیما و طیف عظیم اصول گرایان و حتی ائمه جمعه  و جماعات، چگونه دیدبانش بودند و تمامی حرکات دولتش را به شدت زیر نظر داشتند و ریز و درشت اشکالات و کم کاری های داشته و نداشته اش را بر ملا می کردند! و مردم به خوبی و شفافیت در جریان امور قرار می گرفتند. هر چند که از خدمات و اقدامات بزرگ او کمتر گفته شد. البته در این میان، ضعف رسانه ای خودِ دولت هم مزید بر علت بود!

پس همانگونه که پیشتر گفتم، به روحانی رأی می دهم تا به خاطر داشتن منتقدان، مراقبان و دیدبان های دقیق و جدی، نتواند شورای پول و اعتبار را منحل کند و سرمایه ملت را به باد فنا دهد و از محاکمه و پاسخ دادن و شفاف سازی مصون بماند!!!


 
 
سئوالی از آیت الله مصباح یزدی
نویسنده : علی ورسه ای - ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٥
 

 آیت الله مصباح یزدی در گفتگو با هفته نامه ۹ دی پیرامون «اعتماد به آمریکا»، «انتخابات ۹۶، برجام، قطعنامه ۵۹۸ و... مطالبی بیانه داشته و در بخشی از آن گفته‌اند:

 «... در همان ایام دفاع مقدس من خودم از برخی شخصیت های طراز اول امروز شنیدم که می گفتند که ما تا کی باید با آمریکا بجنگیم! همین ها طراحی کردند و جام زهر را به امام نوشاندند و الان هم به این کار افتخار می کنند...»

 از محضر ایشان فقط یک سئوال می پرسیم و انتظار داریم به طور شفاف پاسخ دهند و آن اینکه:

 اگر پذیرش قطعنامه، نوشاندن جام زهر به امام بود؛ چرا مقام معظم رهبری در دیدار اعضای ستاد پیگیری قطعنامه ۵۹۸  با ایشان، تلاشگران و دست اندرکاران پی گیری قطعنامه 598 را فداکاران جبهه سیاسی و مبهوت کنندگان دشمن شمرده و به ایشان تبریک گفته، فرمودند:

 «کسانی که در جبهه سیاسی مسئول دفاع از انقلاب و نظام اسلامی بودند فضای سرد سیاسی و توطئه‌های گوناگون دشمنان اسلام در عرصه بین المللی را بیش از دیگران احساس کردند. آنان با فداکاریهای خود در کنار ارتش، سپاه، بسیج و آحاد ملت ما دشمن را مبهوت کردند و من این پیروزی بزرگ سیاسی و بین المللی را به دست اندرکاران پیگیری قطعنامه ۵۹۸ که تلاش قابل تحسینی را به انجام رساندند، تبریک می‌گویم...» (اطلاع رسانی آیت الله خامنه‌ای ۳۰ /۹/ ۱۳۷۰)


 
 
منتقدان هاشمی، منصفانه قضاوت کنند!
نویسنده : علی ورسه ای - ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/٢٧
 

آیت الله هاشمی رفسنجانی در بیستم مرداد، در اجلاس مدیران و رؤسای آموزش پرورش، در مورد پیشرفت اقتصادی آلمان و ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم گفت:
«اگر می‌بینید آلمان و ژاپن این روزها محکم‌ترین اقتصاد دنیا را دارند، اینها بعد از جنگ جهانی دوم از اینکه نیروی نظامی داشته باشند محروم شدند... نیروهای نظامی بیشترین خرج کشورهای در حال جنگ را می‌بردند و از این رو با این اقدام پول‌هایشان آزاد شد و به دنبال کارهای علمی و تولیدی رفته و اقتصاد دانش‌بنیان برای خود درست کردند، لذا دیگر آسیب‌پذیر هم نیستند، این راه در ایران باز شده است و مدیران و دلسوزان و معلمان باید وارد این فضا شوند، مطمئنم  دوره دوم دولت روحانی می‌تواند ما را به آنجا برساند!»
به دنبال آن دیدیم که اظهارات آقای هاشمی رفسنجانی با انتقاد شدید عده ای روبرو شد و مهاجمان در هجمه ای وسیع، اظهارات ایشان را پیشنهادی برای کم کردن بودجه نظامی و کاستن از اقتدار و توان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تعبیر و ارزیابی کردند و در تعابیر عجیبی گفتند:
«... چرا در جامعه ای که منطق زور حاکم است، در این شرایط ما را به سه کشور شکست خورده جنگ جهانی مقایسه کردند و از ما خواستند که سلاح را زمین بگذاریم، این خواست آمریکا و انگلیس هم است و دیگران هم همین را می گویند...
آیا برای ما صحیح است سلاح را زمین بگذاریم؟ آیا رسیدن به علم، فناوری، تمدن و هر چیز دیگر بدون داشتن محافظ پایدار می ماند؟ آیا اقتصاد پویا بدون داشتن امنیت امکان پذیر است؟ اینها مسائل ساده¬ای نیست، این حرفها حرف هایی نیست که کسی قبول کند اما در دهان مردم که می افتد مشکل و اختلاف در جامعه ایجاد می کند...» (امام جمعه شیراز).
«...اینکه بیان شود ما نیاز به اقتدار نظامی نداریم به‌طورقطع ضد دستورات قرآن است...» (حجت الاسلام و المسلمین سید احمد خاتمی)
«... این‌که بعضی می‌گویند آلمان و ژاپن روی اقتدار سرمایه‌گذاری نکردند از بی‌اطلاعی آن‌هاست...» (سردار محسن رضایی)
«... اظهارات آقای هاشمی رفسنجانی ـ چه بداند و بخواهد و چه نداند و نخواهد ـ دعوت از آمریکا و سایر دشمنان تابلودار جمهوری اسلامی ایران برای حمله به کشورمان است...» (کیهان ـ حسین شریعتمداری)
«...آیا جناب هاشمی برای جمهوری اسلامی ایران نسخه سلطه‌پذیری و تن دادن به قیمومیت آمریکا و متحدانش را می‌پیچد؟ آقای رفسنجانی به خوبی می‌دانند که نسخه ایشان بازگشت به دوران اختناق، فقر، عقب‌افتادگی و فلاکت دوران طاغوت و تبدیل شدن به نوکر حلقه به گوش آمریکاست...!» (کیهان ـ حسین شریعتمداری)
و...
همانگونه که گفته شد، منتقدان در اظهاراتشان، به مخاطبان خود القا می کنند که آقای هاشمی در اظهارات خود تلویحاً پیشنهاد کرده اند که  بودجه نظامی قطع و از توان و اقتدار نظامی کشور کاسته شود، در حالی که چنین برداشتی از اظهارات فرد سیّاس و هوشمندی چون او هرگز معقول و منطقی نیست. و اینجا است که باید از این جماعت بپرسیم چه فرقی است میان سخنان آقای هاشمی و این اظهارات مقام معظم رهبری در مورد اقتدار؟!  لطفا از سر انصاف و مروّت میان این دو سخن قضاوت کنند:
«... اقتداری که ما می توانیم در داخل به‌وجود بیاوریم، با بمب اتمی و سلاح هسته‌ ای و تقویت نیروی نظامی نیست. البته تقویت نیروی نظامی در حد متعارف لازم است؛ اما آنچه می تواند ما را در مقابل تهاجم همه‌جانبه‌ ی دشمنان در سطوح مختلف حفظ کند، همین فهرستی است که عرض کردم: «تقویت ایمان»، «تقویت علم»، «تقویت فناوری»، «تسلط بر فنون روز»، «پیشاهنگ شدن در تولید علم»، «شکوفایی استعدادهای آحاد ملت و جوانان در رشته‌های مختلف» (چه علوم انسانی، چه علوم طبیعی، چه انواع گوناگون علوم تجربی)، «همبستگی ملی و تقویت همدلی» در میان مردم؛ اینهاست که می تواند یک ملت را تقویت کند؛ می تواند هم دنیای خودشان را آباد کند، هم آنها را از آسیب دشمنان محفوظ نگه دارد...» (11/ 2/ ۱۳۸۴)



 
 
فایل صوتی آیت الله منتظری را چه کسانی و چرا منتشر کردند؟
نویسنده : علی ورسه ای - ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/٢۳
 
در این ایام، برخی اشخاص و جریانها، اقدام به انتشار نوار صوتی از مرحوم آیت الله منتظری در فضای مجازی کرده اند که واکنش هایی را به دنبال داشته است و طبعا دامنه واکنشها روز به روز گسترده تر هم می شود.
نخستین پرسشی که در بدو نظر به ذهن هر کسی خطور می کند، این است که انتشار محتوای نوار و فضا سازی پیرامون آن، به نفع چه کسانی است؟
آیا به نفع شخص آیت الله منتظری است؟
آیا بیت ایشان از این مسأله بهره می برند؟
آیا به سود نظام و کشور است؟
و بالاخره انتشار دهندگان و آنان که به این موضوع دامن می زنند، چه نیتی در سر دارند و در جستجوی چه هدفی هستند؟
با قطع و یقین می توان ادعا کرد که از این فضاسازی و جنجال آفرینی، چیزی عاید بیت مرحوم آیت الله منتظری و علامندان ایشان نخواهد شد و جریان حامی دولت؛ اعم از اصلاح طلبان و اعتدالگرایان نیز نه تنها از آن نفعی نمی برند، بلکه بطور مسلم در جمع آنان تشتت و پراکندگی نیز ایجاد خواهد کرد. پس ریشه این دسیسه را در جای دیگر باید جست و باید دست های پشت پرده را بر ملا کرد.
اکنون درست ترین گام و منطقی ترین اقدام، ردیابی کسانی است که از این مسأله سود می برند و منافعی را عاید خود می سازند. کسی چه می داند، شاید هم طراحان آن، در اتاق فکر «سعودی ـ منافقین» باشند که این روزها در دشمنی با ایران، هم پیمان و هم قسم شده اند.


 
 
← صفحه بعد