علی ورسه ای

varsee.persianblog.ir

نویسنده: علی ورسه ای - ۱۳٩۱/۱۱/۱۳

پیامبرخدا (ص): «إِنَّ الْمُؤْمِنَ لاَ یُلْدَغُ مِنْ جُحْرٍ مَرَّتَیْن»

امام صادق (ع): «لاَ یُلْسَعُ الْمُؤْمِنُ مِنْ جُحْرٍ مَرَّتَیْنِ»

 «مؤمن هیچ‌گاه از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود»

این حدیث که از پیامبر خدا (ص) و ـ با کمی اختلافِ در کلمات ـ از امام صادق(ع) نقل شده، و در واقع هر دو به یک معنا است، در مورد افراد و جمعیت هایی است که در تصمیم گیری‌های خود، دقت نمی‌کنند و گرفتار تکرار در اشتباه می‌شوند و خسارتهای مادی و معنوی نصیبشان می‌گردد، به طوری جز پشیمانی و حسرت، برایشان نمی‌ماند. در حالی که حضرت رسول(ص) در جای دیگر فرموده‌اند: «الْمُؤْمِنُ کَیِّسٌ، فَطِنٌ، حَذِرٌ» «مؤمن هم عاقل و دارای شعور است (و احمق نیست)، هم چیز فهم است (و از خطاهای گذشته عبرت می‌گیرد) و هم محتاط است (یعنی بی‌دقت و بی‌پروا اقدام به کاری نمی‌کند)» و روشن است که اگر عاقل و چیز فهم بود و جانب احتیاط را داشت، در تصمیم گیری‌هایش سنجیده عمل می‌کند و رأی و نظرش صائب است. و بدیهی است مؤمن عاقل و فهیم، هیچگاه تسلیم موج نمی‌شود و دیگران هیچگاه نمی‌توانند برای او تصمیم سازی کنند!

اکنون این احادیث کوتاه و پرمحتوا را مقدمه و آغازی برای مطلب زیر قرار می‌دهم که در تاریخ ۱/ ۶ /۱۳۹۱ در یکی از روزنامه‌ها و برخی سایت‌ها، با اختلاف عنوان انتشار یافت و دلیل بازنشر آن، تناسب ایام؛ یعنی نزدیکی انتخابات سرنوشت ساز ریاست جمهوری و نیز ذخیره سازی در وبلاگ شخصی‌ام می‌باشد:

در ماههای پایانی سال ۸۳ و آغازین روزهای سال ۸۴ وقتی زمزمه انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری بر سر زبان‌ها بود، کمتر کسی و حتی کمتر تحلیلگر سیاسی تصور می‌کرد آقای احمدی‌نژاد جزو گزینه‌های محتملی باشد که به پاستور راه می‌یابد. البته خود وی و حامیان سرسخت و بی‌چون و چرایش اطمینان خاطر داشتند که به این خواسته و آرزو خواهند رسید! و حتی این موضوع را ماه‌ها پیش از آغاز رقابت‌های انتخاباتی، در موارد مختلف بیان می‌کردند و با قاطعیت می‌گفتند که آقای احمدی‌نژاد رییس‌جمهور بعدی ایران خواهد شد!

او گرچه پیش از شهردار شدنش در تهران، برای مردم و حتی برای اهالی سیاست ناشناخته بود، اما آنگاه که شهرداری تهران را به وی سپردند و پس از آن برای انتخابات ریاست جمهوری نام نوشت، از میان ۱۰۱۴ نفری که ثبت نام کرده بودند، جزو شش نفری شد که صلاحیتشان به وسیله شورای نگهبان تأیید گردید. و سر انجام در روز سوم تیر ماه سال ۱۳۸۴، در مرحله دومِ نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، نتیجه غیر منتظره و غافلگیر کننده آرای انتخابات به نفع وی اعلام شد و همای سعادت بر شانه‌اش نشست! و از همین زمان بود که بازار تعریف و تمجید‌ها از وی، حسابی داغ شد و هرکدام از جریانهای سیاسی و اشخاص تحلیلگر، این اتفاق؛ یعنی پیروزی او در انتخابات را بر مبنای دیدگاه خود تفسیر کردند:

ـ عده ‌ای آن را محصول استعداد و هوش ذاتی وی دانستند.

ـ برخی ساده زیستی و بی‌آلایشی را دلیل گرایش مردم به وی و سرازیر شدن آرا به سود او شمردند.

ـ گروهی معتقد بودند که روند تحولات سیاسی و اجتماعی آن روز جامعه و مدیریت تقریباً ناموفق اصلاح طلبان، در پیروزی او مؤثر بود.

ـ جماعتی دیگر کوشیدند سهمی از آن پیروزی را به حساب برخی توصیه‌های انتخاباتی مقام معظم رهبری بگذارند.

ـ تعدادی نیز عنایات الهی و توجهات امام عصر (ع) را رمز پیروزی او شمردند و حتی خواب‌ها و کرامات و احیانا اعجازهایی برایش ساختند!

ـ و کسانی هم تلاشهای حلقه ارومیه و سپس حلقه اردبیل را در صعود جهشی و چند پله‌ای وی مؤثر دانستند.

و بالاخره خود آقای احمدی‌نژاد، رییس دولت نهم، از‌‌‌‌ همان ابتدای کار، حسابش را از همه گروه‌ها و جریانهای سیاسی جدا کرد و خود را وامدار هیچ دسته و جناحی ندانست و آرای ۱۷ میلیونی‌اش را تنها به خاطر صداقت در گفتار و سادگی در رفتارش دانست و این مطلب توسط وی و اطرافیانش بار‌ها و بار‌ها تکرار شد.

امـا با مـرور و بازخوانـی بخشهـایی از سخنـان حجت الاسلام مهـدی طائـب که یـک سال و اندی پیش (13/ 4/ ۱۳۹۰)، پایگاه اطلاع رسانی عماریون [www.ammariyon.ir] آن را انتشار داد، و در بسیاری از سایت‌ها بازنشر شد در می‌یابیم که آقای رییس جمهور کسب این مقام و جایگاه را مدیون جریان و افرادی است که سال‌ها پیش از انتخابات۸۴، مشغول برنامه ریزی و طراحی برای آن بودند.

حجت الاسلام طائب، رییس قرارگاه عمار مطالب خود را (که در نوع خود خواندنی و قابل تأمل است و یقیناً یادآوری آن برای مخاطبان خالی از فایده نیست) در چهارمین روز از دوره آموزشی ـ تربیتی والعصر عنوان کرد که به همت دانشگاه امام صادق(ع) در اردوگاه صاحب الزمان تهران برگزار شده بود.

ایشان در آن جلسه، مطالبی پیرامون «شناخت ماهیت یهود»، «انتساب سازندگان سی دی ظهور نزدیک است! به یهود»، «عامل و نفوذی بودن مشایی از سوی صهیونیست‌ها» و... بیان می‌کند و در ادامه سخنانش، به طور ناخواسته و احتمالاً علی رغم میل خود و دوستانش، به تبیین چگونگی رییس جمهور شدن آقای احمدی‌نژاد می‌پردازد و از به دست گرفتن ابتکار عمل در انتخابات سال ۸۴ از سوی دوستان شانزده نفره‌اش چنین می‌گوید:

سال دوم رییس جمهوری خاتمی، جریان حزب الله به این فکر افتاد که اگر روند حاکم به همین ترتیب به سوی جلو حرکت کند، جریان خاتمی نظام را از بین خواهند برد! لذا گفتند که جریان حزب الله باید ورود پیدا کند تا بر جریان انتخابات سلطة مردمی پیدا کند و در انتخابات پیروز شود. بنابراین، یک گروه هزار نفره از سراسر کشور جمع شدند و از میان آن‌ها ۳۰۰ نفر و از بین آن‌ها گروه شانزده نفره‌ای تشکیل شد که جلساتی برگزار شد و به این اندیشه بودند که چگونه بتوانند در جریان انتخابات ریاست جمهوری، در انتخاب مردم مؤثر باشند.

او سپس در بخشی از سخنانش، از برخی اعضای شانزده نفرة جلسات نام می‌‌برد و اشاره‌ای به همگامی صدا و سیما با این گروه کرده، می‌ افزاید:

یکی از افراد آن گروه، احمدی‌نژاد بود و بنده نخستین باری که احمدی‌نژاد را دیدم در این جلسات بود. در این جلسه آقایان احمدی‌نژاد، (حسین) فدایی، توکلی، باهنر، رحیم‌پور، مرتضی نبوی، زاکانی و یک نماینده از تلویزیون آمده بودند...

آقای طائب آنگاه از پیشنهاد خود مبنی بر بالا بردن تابلویی به نام امام زمان(ع) و گردآوردن مردم در زیر آن، سخنانی به این شرح بیان می‌کند:

در آن جلسه بحث شد که تابلویی را بلند کنیم که مردم ذیل این تابلو جمع شوند و در آن جلسه بحث شد و من پیشنهاد دادم که ما‌‌‌‌ همان تابلویی که امام خمینی (ره) بلند کرده بود و مردم آن را به فراموشی سپردند را بلند کنیم، و امام گفته بود که ما مقدمه ساز ظهور امام زمان (عج) هستیم و این امروز فراموش شده است، اگر این تابلو را برای مقدمه سازی بلند کنیم مردم دور این شعار جمع می‌شوند؛ در آن نشست تنها کسی که خیلی استقبال کرد احمدی‌نژاد بود و بالاخره این طرح قبول شد.

رییس قرار‌گاه عمار از تقسیم کار میان افراد ۱۶ نفره هم مطالبی گفته و اشاره‌ای به برجسته بودن عملکرد آقای احمدی‌نژاد از میان این جمع دارد:

کار‌ها بین افراد تقسیم می‌شد آن فردی که از همه بهتر کارش را انجام می‌داد احمدی‌نژاد بود (یعنی دیگران امکاناتشان از احمدی‌نژاد بیشتر بود ولی او با کمترین امکانات کار را بهتر انجام می‌داد و در اجرا خوب شناخته شد)

آقای طائب بالاخره به تصمیمات و نتیجه گیری‌های آن جلسات اشاره می‌کند و از گام نهادن احمدی‌نژاد به پله نخست پیروزی اینگونه می‌گوید:

نتیجه آن جلسات در مجموع این شد که شورای شهر تهران را در دست گرفتیم(!) و شورای شهر و انتخاب شهردار می‌تواند برای معرفی قدرت عملیاتی حزب الله پله‌ای باشد.

اعضای گروه مشغول انتخاب شهردار بودند و اینکه چه کسی می‌تواند شهردار باشد، و آن کسی که از همه از نظر اجرایی خودش را بیشتر نشان داده بود احمدی‌نژاد بود، لذا شهردار شد...

رییس قرارگاه عمار پس از بیان چگونگی تسخیر پله نخست؛ یعنی به دست گرفتن شهرداری تهران، از صعود به پله بعد (ریاست جمهوری) مطالبی گفته و آن را اینگونه شرح داده است:

با توجه به اینکه احمدی‌نژاد در شهرداری به شدت خود را نشان داد، تصمیم گرفتیم برای ریاست جمهوری گزینه مناسبی است!

... در جلسه‌ای که داشتیم یک عده مخالف ریاست جمهوری احمدی‌نژاد بودند و با آمدن قالیباف موافق بودند، یک عده قبول داشتند که احمدی‌نژاد رییس جمهور شود ولی قالیباف بیاید که سپر بلای احمدی‌نژاد بشود تا موافقان هاشمی به سراغ قالیباف بروند و او را مورد حمله قرار دهند و در نتیجه احمدی‌نژاد بالا بیاید. بنابراین، قالیباف آمد و مطرح هم شد و دقیقا سپر بلای احمدی‌نژاد شد و احمدی‌نژاد رییس جمهور شد!

و امروز اگر به دیده انصاف و به دور از تعصب‌های گروهی، جناحی و عقده گشایانه بنگریم، تصدیق خواهیم کرد که حاصل تصمیمات و به اصطلاح ابتکار! این حلقه بسته، باعث دردسرهای جدی و مشکلات بزرگ برای نظام شده است؛ از عدم توجه به ملاحظات دیپلماسی گرفته تا اتلاف سرمایه و بیت المال با تصمیمات غیرکار‌شناسی، عدم پایبندی به قوانین و مقررات، انتساب تفکرات بی‌ریشه و غیرمستند به اسلام و انقلاب، رانت خواری و اختلاس با ارقام خیره کننده، غول گرانی‌های افسار گسیخته، تخریب و اتهام زدن به شخصیت‌های شاخص و اصیل نظام، به انزوا راندن مدیران و مسئولان کارآمد و با تجربه با اتهامات واهی و میدان دادن به اشخاصی با کارنامه نه چندان درخشان، و ده‌ها و بلکه صد‌ها موضوع مورد انتقاد دیگر...

جالب است که برخی از افرادِ حلقه یاد شده، به جای اذعان و اعتراف به مواضع ناسنجیده و خطاهای خود، به شدت موضع عوض کرده، دست به فرافکنی می‌زنند و مشکل خویش را به دیگران نسبت می‌دهند. اینان برای گریز از واقعیت و فرار از پاسخگویی به طرفدارانشان، در حرکتی به جلو، حتی حملات تند و سنگینی را متوجه رییس و نزدیکان دولت می‌کنند و این در حالی است که همین حضرات، طی هفت سال گذشته منتقدان دلسوز دولت را، دشمنان قسم خورده نظام! می‌خواندند. معلوم می‌شود در نظر این جماعت، «زود فهمیدن جرم عظیم و ذَنبِ لاَ یغفَر است!»