امام از شرق و غرب نمی ترسید، اما از اختلاف می ترسید!

حضرت امام (قدس سره) شخصیتی که جز خدا از کسی نمی‌ترسید و از قدرت طاغوتی شاه و حتی قدرتهای بزرگ شرق و غرب هراس و واهمه‌ای نداشت و در موردی فرموده بود: «... والله، تا حالا نترسیده‏ ام! آن روز هم که [دستگیرم کردند و] مى‏ بردندم، آن‌ها مى‏ ترسیدند؛ من آن‌ها را تسلیت مى‏ دادم که نترسید...!» همین امام مکرر اذعان کرده است که از تفرقه و اختلاف می‌ترسد و به فرموده حضرت آیت الله مظاهری، رییس حوزه علمیه اصفهان:

 «اگر خبر تهدید شوروی و آمریکا را برای حضرت امام خمینی (ره) می‌آوردند، ایشان هیچ هراسی نداشتند، اما خبر اختلاف دو طلبه در مدرسه فیضیه ایشان را ناراحت می‌کرد! ایشان از وجود اختلاف در جامعه می‌ترسیدند و برخی مواقع که اختلافی به وجود می‌آمد، با دلیل و برهان سعی در رفع آن داشتند و همواره توصیه داشتند که وجود اختلاف در جامعه کمرشکن است!»

در واقع کمتر پیش می‌آمد که امام (ره) در سخنرانی‌ها و بیانیه‌های خود، مردم و به ویژه مسئولان را توصیه به اتحاد و همدلی نکنند و از خوف و نگرانی خود در مورد اختلاف و تنش و خطری که از این طریق متوجه انقلاب خواهد شد، سخن نگویند. ایشان حتی تا لحظات آخر عمر خود، همدلی و اتحاد را به یاران و نزدیکانش گوشزد می‌کردند.

حاج مصطفی کفاش‌زاده که از اوایل دهه ۱۳۴۰ تا سال ۱۳۶۸ در منزل امام خمینی حضور داشته، در گفت‌و‌گو با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران می‌گوید:

 «حدود یک ماه یا پانزده روز قبل از بیماری امام و انتقال ایشان به بیمارستان، در برنامه معمول ملاقات که برگزار می‌شد؛ آقای عسگر اولادی هم حضور داشت و آخرین نفر صف بود. وقتی نوبت به ایشان رسید، آقا (حضرت امام) دست وی را گرفتند و گفتند: «اگر شما با هم وحدت نداشته باشید و متفرق شوید، شکست می‌خورید؛ تا می‌توانید وحدت داشته باشید و متفرق نشوید.» به گفته آقای کفاش‌زاده، امام (قدس سره) این جمله را حداقل دوبار تکرار کردند...

آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در کتاب خاطرات سال ۱۳۶۸، در بخشی از خاطرات روز دهم خرداد (چهار روز مانده به رحلت امام) می‌نویسد:

 «کنار تخت امام ایستادم و دستم را روی دستشان گذاشتم. انگشت شست من را گرفتند و با کلمات مقطع فرمودند: در بازنگری قانون اساسی تسریع شود و سپس چشمانشان را باز کردند و شمرده با صدای ضعیف اضافه کردند: اگر متحد باشید انقلاب پیشرفت می‌کند، مکثی کردند و ادامه دادند: به خصوص شما و آقای خامنه‌ای، نگذارید خناسان بین شما و ایشان فتنه کنند.»

روشن است که شناخت وحدت شکنان و خناسان کار زیاد سختی نیست، و کافی است با کمی دقت و تأمل به قضایا بنگریم و ببینیم چه کسانی بر طبل اختلاف می‌کوبند و بذر تفرقه را میان یاران امام می‌ پاشند و درست جایی را هدف گرفته اند که امام نگران  آن بود و همیشه دغدغه آن را داشت.

و لزوماً چنین نیست که فقط دشمنان اجرا کنندگان پروژه اختلاف باشند، بلکه به فرموده امام(ره) چه بسا اعمال تفرقه افکنانه از کسانی صادر شود که ادعای قداست دارند و حتی ممکن است به نام دفاع از امام، میان یارانش فاصله ایجاد کنند.

مطالبی که در زیر می‌آید، بیانگر تیزبینی، آینده نگری و نیز نگرانی و دغدغه‌ای است که حضرت امام از سرنوشت انقلاب و یاران و نزدیکان خود داشتند:

چه بسا مدعیان تقدس، به اختلاف دامن بزنند!

«...باید وحدت داشته باشید تا حفظ بشوید. دسیسه‏‌ها براى ایجاد اختلاف است. و شما توجه داشته باشید که یک کلمه اختلاف آمیز از گناهان بزرگى است که مشکل است خداى تبارک تعالى بیامرزد، چه این کلمه صادر بشود از دشمنهاى ما، چه این کلمه صادر بشود از دوستان ما، چه از اشخاصى که ادعاى قداست مى‏ کنند و چه از اشخاصى که این ادعا را ندارند. یک کلمه اختلاف‏ انگیز در یک همچو موقعى، که اسلام در معرض خطر کفر است، این از گناهانى است که نمى‏ شود به این زودى ازش گذشت. شما فردا وارد مى‏ شوید بر خداى تبارک و تعالى و آنجا جواب باید بدهید...» (صحیفه امام، ج‏۲۰، ص۲۵۱)

انتقام از دوستانم، با نام دفاع از من!

«...احتمال قوى مى‏ دهم که پس از من، براى انتقامجویى از من، به بعض نزدیکان و دوستانم تهمت‌ها ـ که من آن‌ها را ناروا مى‏ دانم ـ بزنند و به آتشى که باید مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احیاناً به صورت دفاع از من، انتقام مرا از آن‌ها بگیرند...»  (صحیفه امام، ج‏۱۷، ص ۹۰)

آنان که با نهضت موافق نبودند، می خواهند پیشقدم شوند!

«...آنهایى که به فرصت طلبى امروز در میدان آمد [ه ا] ند، آنهایى که با این نهضت موافقت نداشتند، آنهایى که مسیرشان برخلاف این نهضت بود، براى فرصت طلبى به میدان آمده‏ اند. احزابى که اسمى از آن‌ها نبود، گروههایى که اسمى از آن‌ها در این نهضت نبود، امروز پیشقدم مى‏ خواهند بشوند. باید شما خانم‌ها، شما برادران، شما خواهران، بیدار باشید! باید ملت ایران بیدار باشد! نگذارید خون شهداى ما هدر برود. نگذارید خون جوانان ما پایمال شود، پایمال اغراض شخصیه؛ اغراض شخصیه را به دور بریزید. دستهاى خیانتکار، گروههاى مختلف درست نکند. گروههاى مختلف اسباب تفرقه مى شود؛ رشد سیاسى نیست. در صدر مشروطیت هم با ایجاد گروه هاى مختلف نگذاشتند که مشروطه به ثمر خودش برسد. آن را برخلاف مسیر خودش راندند. امروز هم‌‌ همان شیاطین، همان‌ها که مخالف با این نهضت بودند، مى‏ خواهند نگذارند...» (صحیفه امام، ج‏۷، ص۱۳۳)

نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد

«... من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش مى‏ کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. نگذارید پیشکسوتانِ شهادت و خون در پیچ و خم زندگى روزمره خود به فراموشى سپرده شوند...» (صحیفه امام، ج‏۲۱، ص۹۳)

نگذارند قاعدین کوته نظر دیروز به صحنه ها برگردند!

«... آرى، دیروز روز امتحان الهى بود که گذشت. و فردا امتحان دیگرى است که پیش مى آید. و همه ما نیز روز محاسبه بزرگترى را در پیش رو داریم. آنهایى که در این چند سالِ مبارزه و جنگ به هر دلیلى از اداى این تکلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و دیگران را از آتش حادثه دور کرده‌اند، مطمئن باشند که از معامله با خدا طفره رفته‌اند، و خسارت و زیان و ضرر بزرگى کرده‌اند که حسرت آن را در روز واپسین و در محاسبه حق خواهند کشید. که من مجدداً به همه مردم و مسئولین عرض مى کنم که حساب اینگونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند؛ و نگذارند این مدعیان بى هنر امروز و قاعدین کوته نظر دیروز به صحنه‌ها برگردند...» (صحیفه امام، ج‏۲۱، ص۹۳)

شکنجه شده ها مسیر ارزشی خویش را به هیچ وجه عوض نمی کنند

«...کسانی که سال‌ها و بار‌ها چه قبل و چه بعد از انقلاب امتحان خود را در تعهد به اسلام و انقلاب داده ‏اند و در این راه به پای چوبه‏ های‏ دار رفته و زندان‌ها کشیده و ترور گشته‏ اند و سلامت خود را از دست داده‏ اند و تحت شکنجه‏ های شاه برای استقلال و آزادی مبارزه کرده‏ اند، یقیناً دلشان به حال انقلاب و ثمرات آن، نه تنها کمتر از دیگران نسوخته که بیشتر می‌‏سوزد و مسیر ارزشی و الهی و پر طراوت خویش را به هیچ وجه عوض نمی‌‏کنند...» (صحیفه امام، ج‏۲۱،ص۱۵۶)

آنان که با خیالى راحت و آسوده به درس و مباحثه سرگرم بوده‏ اند...

«آیا... آن‌ها که در توفان پانزده سال مبارزه قبل از انقلاب و ده سال حوادث کمرشکن بعد از انقلاب نه غصه مبارزه و نه غم جنگ و اداره کشور را خورده‏ اند و نه از شهادت عزیزان متأثر شده‏ اند و با خیالى راحت و آسوده به درس و مباحثه سرگرم بوده‏ اند، مى‏ توانند در آینده پشتوانه انقلاب اسلامى باشند؟!...» (صحیفه امام، ج‏۲۱، ص۲۸۷)

/ 0 نظر / 28 بازدید