آقای عسگر اولادی! شما بودید تبریک می گفتید؟!

در بخشی از یاد داشت جناب آقای عسگر اولادی، رییس جبهه پیروان خط امام و رهبری که در پاسخ به نامه دوم هفت تن از اصلاح طلبان نوشته‌اند، آمده است:

«... اصولگرایان هنگامی که در دوم خرداد ۷۶ جناب آقای خاتمی مورد اقبال مردم قرار گرفت به او تبریک گفتند همین آقای ناطق نوری که شما از آن به عنوان پخته سیاسی نام می‌برید نامزد اصولگرایان بود به محض اینکه شنید آقای خاتمی رای آورده است، اولین کسی بود که به او تبریک گفت به همین دلیل که آقای خاتمی در خرداد ۷۶ و خرداد ۸۰ مورد اقبال مردم مردم قرار گرفت، با همین دلیل و مختصات آقای احمدی‌نژاد در خرداد ۸۴ و تیر ماه ۸۸ مورد اقبال قرار گرفت. چرا این سنت حسنه تبریک به فردی که مورد اقبال مردم قرار گرفت را دوستان شما رعایت نکردند و به منتخب ملت تبریک نگفتند. چرا این پختگی که در آقای ناطق نوری سراغ دارید در دوستان خودتان سراغ نگرفتید...؟!»

در اینجا ضمن تقدیر و سپاس از شهامت و تدبیر آقای عسگر اولادی که مدتی است باب گفتگوی دوستانه و نقد منصفانه و به دور از اتهام زنی و تخریب را گشوده‌اند، لازم می‌دانم تنها به این بخش از مطلب ایشان که در بالا گذشت اشاره کنم و در پایان نوشته، سؤال یا سؤالهایی از حضرت ایشان داشته باشم.

حتماً جناب آقای عسگر اولادی فضای تند و بد اخلاقی‌ها و جفاهای ایام انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ را به یاد دارند و فراموش نکرده‌اند که جریان حامی آقای احمدی‌نژاد و خود آقای احمدی‌نژاد، برای اثبات خودشان، نه فقط زحمات و فداکاریهای آقای هاشمی را، بلکه حتی گذشته انقلاب تا سال ۸۴ را سیاه نشان داده و مدیریت کلان روحانیت را که با فداکاری و اخلاص انجام گرفته بود، در اذهان عمومی تخریب کردند و به یاد داریم که رهبر معظم انقلاب، پس از انتخابات ۸۴ نا‌خوشنودی و نگرانی خود را در این زمینه ابراز کرده و فرمودند:

 «در خلال این انتخابات، برخی کارهایی انجام گرفت که بنده به عواملی که این کار‌ها را انجام دادند، بدبینم؛ این تخریبهایی که صورت گرفت، بعضی از تخریب‌ها البته از روی بی‌توجهی بود؛ بعضی از آقایان و نامزد‌ها یا طرفداران آن‌ها با محاسباتی، حرفهایی نسبت به نظام زدند که واقع بینانه نبود؛ خیلی از مثبتات نظام، از کارهای بزرگ نظام نادیده گرفته شد و سیاه نمایی شد و پیشرفت‌های عظیمی که به وسیله دولت‌ها در این سال‌ها به وجود آمده، ندیده گرفته شد؛ این‌ها از روی غفلت بود، لکن بعضی از این تخریب‌ها از روی غفلت نبود، تعدادی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری مورد تخریب قرار گرفتند، تخریبهای غیرمنصفانه و ناجوانمردانه؛ حتی شخصیت موجهی مثل آقای هاشمی رفسنجانی که شخصیت محترم و با سابقه‌ای است، از دم این تخریب‌ها در امان نماند، این حادثة بدی بود. رحمت الهی را نباید با اینگونه کار‌ها آلوده کرد؛ با اینکه ما تأکید کرده بودیم، امروز چون گذشته است، من نصیحت می‌کنم؛ اما مسئولان قضایی و غیر قضایی، غیر از نصیحت، وظایف دیگر هم دارند؛ آن‌ها عوامل این تخریب‌ها را تعقیب کنند و آن‌ها را پیدا کنند...» (۷ تیر ۸۴)

و از عجایب این بود که این حضرات، که خود را ولایی‌تر از دیگران نشان می‌دادند، حتی بعد از پیروزی در انتخابات و ابراز نگرانی رهبر معظم انقلاب از سیاه نمایی‌ها، همچنان بر ایراد اتهامات بی‌سند افزودند و هیچگاه از خصومت خود با آقای هاشمی نکاستند.

اکنون با این پیش فرض‌ها چند سؤال مطرح می شود:

۱. با توجه به اینکه آقای هاشمی مدعی بود تفکر این جریان را می‌شناسد و مخالف نفوذ و تسلط آنان بر انقلاب و نظام است و حتی این مسأله را بار‌ها اظهار نموده و گفته است که در سالهای گذشته پیش بینی‌ها و دلایل خود را به برخی از بزرگان و علما گوشزد کرده‌ام و... آیا گفتن تبریک، نوعی نفاق و دو رویی محسوب نمی‌شد؟ ضمن یاد آوری این نکته که شما معتقدید آقای هاشمی «مجتهد سیاسی هستند و در موضوعات سیاسی، نظرات خاص خود را دارند.»

۲. پیش از جنابعالی، دیگرانی هم این گله را کرده‌اند که چرا آقای هاشمی از سنت حسنه آقای ناطق نوری پیروی نکردند و به رقیب پیروز تبریک نگفتند! این دوستان به یک نکته مهم توجه نکرده‌اند و آن اینکه: آیا جناب آقای ناطق نوری هم مانند آقای هاشمی، از سوی رقیب آنهمه مورد بی‌مهری و جفا قرار گرفت؟! آیا آقای خاتمی و دوستان و حامیانش هم ره آورهای انقلاب و زحمات روحانیت را زیر سؤال بردند؟!

۳. خودِ حضرتعالی اگر در جایگاه آقای هاشمی بودید، با آن تحلیل‌ها و پیش بینی‌هایی که او داشت، آیا به رقیب خود تبریک می‌گفتید؟!

/ 0 نظر / 16 بازدید