نقدی بر نظرات حماسه خوان دوران جنگ در مورد قطعنامه

در این ایام، گفتگویی از حاج صادق آهنگران، مداح مخلص و حماسه خوان دوران جنگ، پیرامون پذیرش قطعنامه انتشار  یافت که آن عزیز مطالبی در باره چگونگی پایان جنگ و پذیرش قطعنامه از سوی حضرت امام(ره) بیان کرده و اظهار داشته‌اند: «سال ۱۳۶۶، درست زمانی که حضرت امام فرمود: «جنگ مسأله اصلی است»، در قرارگاه زمزمه‌ای بین فرماندهان جریان داشت، که بعضی از مسئولین، از جمله آقای هاشمی رفسنجانی آن طور که باید و شاید طالب ادامه جنگ تا حصول نتیجه نهایی نیستند و دنبال آتـش بس و هم آوردن سر و ته ماجرا هستند، البته شاید این آقایان برای خود دلیل هم داشتند!» و برخی مطالب دیگر...
پس از ملاحظه آن مطالب، مناسب دیدم کوتاه نوشته ای را که در تاریخ ۲۷ تیر  ۱۳۸۷ به دنبال اظهارات آیت الله هاشمی رفسنجانی در برنامه ۴۵ دقیقه‌ای شبکه خبر پیرامون «علل و عوامل پذیرش قطعنامه و پایان جنگ» به عنوان نظر کاربر ارسال کرده بودم و در سایت الف انتشار یافته بود، بار دیگر آن را در حاشیه سخنان این عزیز (آقای آهنگران) بیاورم. در این نوشته، مسائلی را یاد آور شده‌ام که از آن‌ها برداشت می‌شود با توجه به وضعیت آن ایام، عواملی دست به دست هم دادند که موجب شد پذیرش قطعنامه ضرورت یابد و چنین نبود که آقای هاشمی نظر خود را بر حضرت امام و مجموعه تصمیم گیران تحمیل کند!
 
چند نکته و یک برداشت در مورد پذیرش قطعنامه:
۱. در مورخ ۱۲ خرداد ۱۳۶۷ رییس جمهور وقت ـ حضرت آیت الله خامنه‌ای (مدظله العالی) ـ نامه‌ای به حضرت امام خمینی (قدس سره) نوشته و پیشنهاد می‌کنند: «کلیه امور مربوط به نیروهای مسلح به شخص واحدی تفویض و محوّل گردد.»
۲. حضرت آیت الله خامنه‌ای در نامه یاد شده می‌نویسند: «به نظر اینجانب، تنها فرد مناسب برای تصدی این مسئولیت مهم، جناب آقای هاشمی رفسنجانی است» و حضرت امام (قدس سرّه) به دنبال این پیشنهاد، آیت الله هاشمی رفسنجانی را به عنوان «جانشین فرماندهی کل قوا» معرفی می‌کنند.
۳. چند روز بعد، وقتی اجلاسیه خبرگان برگزار می‌گردد، جناب آقای هاشمی رفسنجانی در آغاز جلسه سخنانی ایراد کرده و به جهت مأموریت جدید از سوی حضرت امام، با نمایندگان خبرگان خداحافظی کرده و اظهار می‌دارد که برای اجرای فرامین امام در مأموریت جدید، ناگزیر از ترک جلسه هستم.
۴. حضرت آیت الله مشکینی، رییس مجلس خبرگان رهبری، در بیانات آغاز اجلاس، ضمن تبریک به آقای هاشمی رفسنجانی برای جانشینی فرماندهی کل قوا از سوی حضرت امام، اظهار امیدواری می‌کند که جناب آقای هاشمی، در مسئولیت جدید، بتواند «جنگ را به نفع اسلام پایان دهد.»
۵. پس از یک ماه و اندی (مورخ ۲۹/۴/۶۷) حضرت امام راحل (قدس سره) در پیام به مناسبت سالگرد کشتار خونین مکه، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را اعلام می‌کنند و بدینوسیله پایان جنگ از سوی جمهوری اسلامی ایران اعلام می‌ شود.
۶. پس از پذیرش قطعنامه، آیت الله هاشمی رفسنجانی، در یکی ازخطبه‌های نماز جمعه، به‌شرح ماجرا پرداخته، می‌گوید: به حضرت امام گفتم با وضعیتی که دشمن برای ما پیش آورده، ناگزیریم جنگ را پایان دهیم. امام پرسیدند: چگونه؟ گفتم: من از طرف شما اختیار دارم و به جای شما جنگ را اداره می‌کنم. اگر اجازه دهید، من اعلام پذیرش قطعنامه را می‌کنم که طبعاً معتبر است. وقتی کار پیش رفت و عملی شد، شما مرا محاکمه کنید! منتها بگذارید اول کار انجام شود تا مسئولیت آن به گردن من بیفتد و کسانی که ناراضی می‌شوند، مرا مسئول این کار بدانند. اما امام گفتند: این عملی و قابل اجرا نیست. و سرانجام از آبروی خودشان مایه گذاشتند و خودشان قطعنامه را اعلام کردند.

برداشت:

اکنون با توجه به این چند نکته، و اینکه تمام این ماجرا در کمتر از دو ماه اتفاق افتاد، به نظر می‌رسد سران نظام همگی به این نتیجه رسیده بودند که استکبار جهانی و جبهه کفر، با تمام نیرو و توان، در مقابل نظام الهی جمهوری اسلامی ایستاده و در صدد بودند با استفاده از برخی فرصت‌ها و کاستی‌ها، مانع از پیروزی رزمندگان اسلام بر متجاوزان بعثی شوند و حتی مصمم بودند به هر قیمت که شده، انقلاب را با شکست قطعی مواجه سازند. بنابر این، تنها راه منطقی و چاره اساسی در چنین وضعیتی، همان پذیرش قطعنامه بود و بس!

/ 0 نظر / 11 بازدید